محمد تقي جعفري

575

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

خودكشى را بين سالهاى 19 تا 40 سالگى مشاهده كرده است . » ( 1 ) ممكن است بعضى گمان كنند كه بنا به اظهارات كارشناسان مربوط يكى از مهمترين انگيزه هاى خودكشى مسئلهء تضادهاى عاطفى است . برناسكونى مىگويد : « از جمله موجبات قصد خودكشى عامل تضادهاى عاطفى پيش از همه به چشم مىخورد . در قريب دو سوم موارد ( 68 درصد ) دو ثلث زنها و سه پنجم مردها دچار تضاد عاطفى هستند . » ( 2 ) و مسلم است كه تضاد عاطفى مربوط به متن يا خواص اصلى حيات است . اين گمان اساس منطقى ندارد ، زيرا عواطف انسانى با قطع نظر از هدف گيرىها و سمتگيرىهاى مخصوص در جريان تضاد قرار نمىگيرد . عواطف و احساسات درون آدمى را عوامل بيرون از متن عواطف و احساسات به فعليت مىرساند و سپس آنها را به جان هم مىاندازد . اين شئون و پديده هاى محيطى و اجتماعى است كه عواطف و احساسات را مىجوشاند و از كانون اصلى خود مانند اشعهء مختلف منتظر مىسازد و امكانات و عدم امكانات محيطى و اجتماعى هم به سراغ آنها آمده موجب گلاويزى آنها مىگردد . بهترين دليل اين مسئله اين است كه خودكشىها با افزايش پديده ها و روابط اجتماعى انسانها و بروز انگيزه هاى بيشتر براى گسترش اشعهء عواطف و احساسات ، كه همواره با امكانات محدود و دشوارىها و عدم امكانات نامحدود توأم است ، افزايش پيدا مىكند . بنا بر اين در اين مورد هم اصلى كه متذكر شديم ( عامل اختلال و نابودى حيات براى فرد زنده خارج از متن خود حيات است ) به استحكام خود باقى است . آيا مىتوان پديدهء ننگ آور خودكشى را از بين برد ؟ پاسخ اين سؤال مربوط به چگونگى پاسخ از سؤالى است كه از مطلب گذشته توليد شده است :

--> ( 1 ) مجله روان پزشكى شماره 4 سال چهارم ص 24 ترجمهء آقاى دكتر مير سپاسى . . ( 2 ) مأخذ مزبور ، ص 26 . .